چگونه ثبات شخصیتی داشته باشیم؟

چگونه ثبات شخصیتی داشته باشیم؟

چگونه ثبات شخصیتی داشته باشیم؟

 

واقع گرا باش

 

شخصیت با ثبات، ویژگی فوق‌العاده‌ای است و شما حتما باید تلاش کنید که آن را پرورش بدهید. البته باید به خاطر داشته باشید که تمرین کردن این ویژگی، ممکن است مدت زمانی به طول بیانجامد. شما در همین لحظه کاملاً باثبات نخواهید شد. مشکلی نیست! فقط زمانی که احساس سردرگمی کردید، با خود مهربان باشید.

هرگز برنامه جامع‌تر “بیشتر با ثبات شدن” نریزید. عموماً تلاش برای پایداری بیشتر، فقط منجر به ایجاد فشار و سختی بیشتر می‌نماید. در مورد حیطه ها و زمینه های مختلفی در زندگی خود که نیاز به ثبات بیشتری دارند فکر کنید. آیا در مورد فعالیت ها و عادات ورزشی خود نیاز به ثبات دارید؟ آیا لازم است در مورد نیازهای شغلی خود با ثبات باشید؟

 

نیروی اراده خود را بسازید

 

شما نمی توانید بدون ارتقاء قدرت اراده‌ی خود، ثبات داشته باشید. به منظور دستیابی به ثبات، عزم راسخ لازم است؛ زیرا برای مثال، باثبات بودن، تمایل به انعطاف در مورد رفتن هر روز به باشگاه ورزشی را دارد. حتی وقتی که شما چنین حسی را ندارید. جهت انجام این امر، شما نیاز به عزم راسخ دارید.

برای افزایش قدرت اراده‌ی خود، راهکارهایی داشته باشید. بسیار سخت است که فقط خود را در راستای رسیدن به اهداف، مجاب کنید در حالی‌که ممکن است این مسیرها، بهترین راه برای به انجام رساندن امور نباشد. برای مثال، اگر می‌خواهید در زمینه تغذیه سلامت، ثابت قدم و استوار بمانید، مطمئن باشید زمانی که گرسنه هستید انتخاب‌های سالم در اختیار دارید.

از قرار گرفتن در موقعیت ها و شرایطی که در آن مجبور به اعمال مقدار قابل توجهی از قدرت اراده خود هستید تا استوار بمانید، پرهیز کنید

 

 

 

اطمینان حاصل کنید که حرف و عمل تان یکی باشد

 

پایدار بودن به معنای این است که شما حرفی را نزنید که در واقع به آن عمل نمی کنید.نمی توانید در رفتار  خود، استوار نباشید و انتظار داشته باشید تا در قسمت های دیگر زندگی خود ثابت قدم بمانید

برای مثال، اگر به دنبال این هستید در روابط خود با شریک زندگی خویش، پایدار و استوار بمانید، و به او بگویید که قرار است در انجام بخشی از کارهای روزمره بهتر باشید، ثبات به معنای این است که واقعاً در مسیری پیش بروید که بخش منصفانه‌ای از کارهای روزانه را انجام دهید

سعی کنید از ادعا کردن در اموری که با توانایی های خود قادر به انجام آن نیستید، پرهیز کنید. هیچ مایه شرمندگی نیست اگر شما هنوز انجام کاری را بلد نیستید.

افکار منفی را حذف کنید. افکار منفی قاتل ثبات قدم و قدرت اراده است. زمانی که شما افکار منفی دارید، شما خود را مجبور می کنید که کمترین توانایی را جهت حفظ اعمال ثبات خود داشته باشید.

زمینه هایی که در آن شما نیاز بیشتری برای نزدیک شدن به ثبات قدم دارید، را دریابید. هرشخصی، زمینه هایی دارد که می تواند این امر را با کمی تلاش انجام دهد. شاید شما در مورد ثابت قدم بودن در محیط کار واقعاً عالی باشید، اما در خانه تمام چیزی را که باید انجام دهید، مداوم فراموش می کنید.

 

ثبات خود را بساز

 

اهداف مشخصی تعیین کن

 

این که در کل پایدار و استوار باشید بسیار عالی است؛ اما اگر شما برای خود اهداف مشخص قرار دهید، با ثبات بودن بسیار ساده تر و موفقیت آمیز تر خواهد بود. این اهداف به شما کمک می کنند که استوار عمل کنید و چیزی به شما می دهد که برای آن بجنگید و تلاش کنید. شما می توانید اهداف متفاوتی در حیطه های مختلف زندگی خود مشخص کنید.

لیستی از اهداف ممکن است به این شکل باشد: ذخیره پول برای بازنشستگی، سر کار به موقع حاضر شدن، به خاطر سپردن کمک به شریک زندگی در خانه، تکمیل همه مطالعات درسی خود. با ثبات بودن، به این معناست که بخشی از درآمد خود را در هر ماه کنار بگذارید، ساعت زنگ دار خود را زودتر تنظیم کنید، از فرزند خود نگهداری نمایید تا شریک زندگی شما برخی از شب ها استراحت کند، و اختصاص دادن زمانی برای انجام تمام مطالعات خود.

 

تغییرات را آهسته اعمال کنید

 

اگر شما تلاش کنید که همه چیز را در یک زمان انجام دهید، تمام کاری که شما می کنید این است که خود را تحت فشار قرار دهید. این موضوع ثابت قدم شدن را برای شما بسیار سخت تر می کند. به جای جهش به بالاترین سطح، در مرحله اول، تغییرات را آهسته اعمال کنید.

اگر شما می توانید کاری را در سه هفته انجام دهید، این مطلب بخشی از روزمرگی شما می شود (برای تان عادی می شود) یک موضوع را برای پایدار شدن در زمان یک ماه انتخاب کنید. وقتی آن ماه به سر رسید، مطلب دیگری را برای ثبات قدم در آن، انتخاب کنید

 

مرزهای مشخص قرار دهید

 

حدود و مرزها، به ثبات رسیدن را ساده تر می کند، زیرا پس از آن، شما حدود مشخصی، متفاوت با جمله ابهام آمیز “من می خواهم ثابت قدم شوم” برای عملکرد خود دارید. تعیین حدود و مرز، در واقع به معنای قرار دادن محدوده برای اینکه شما دقیقاً چگونه و چه زمانی قصد انجام فعالیت های مشخص را دارید.

برای مثال، به جای اینکه فقط بگویید “من قرار است مداوم از شریک زندگی خود قدردانی کنم” بهتر است بگویید “من قرار است از شریک زندگی خود زمانی که کارهایی نظیر شستن ظروف، یا درست کردن شام و یا کمک کردن به کارهای خارج از خانه انجام می دهد، تشکر کنم”.

 

خود را مسئول و حسابگر حفظ کنید!

 

برای اینکه با ثبات شوید، می بایست اطمینان حاصل کنید که مشخص باشد چه زمانی به استانداردها و اهدافی که تعیین کرده اید، نرسیدید. زمانی که شما پایدار به اهداف خود عمل نمی کنید.

روی یک تقویم، هر روزی که در راستای رسیدن به اهداف پایداری خود موفق شدید یا شکست خوردید را بنویسید. اگر شکست خوردید، توضیح دهید که چرا از آنها پیروی نکردید. این مسئله، شما را درمورد مسئولیت پذیری زمان هایی که از اهداف خود و محدودیت های خود پیروی نمی کند، کمک نموده و همچنین به عنوان نشانگری از پیشرفت شما، ایفای نقش می کند.

به مردم بگویید که به اهداف تان و تلاش های خود در مورد زمینه های مختلف زندگی خود، اعتقاد دارید. زمانی که آنها ببینند که شما رفتار با ثباتی ندارید، به آنها اجازه می دهید که شما را از مسیر خارج کنند.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

[mailpoet_form id="1"]

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۴۳

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *